دره کوآپل: سرزمینی از عشق ، تاریخ و شفابخشی

سری سفرهای جاده ای مجازی CBC سرزمین داستانهای زندگی جواهرات پنهان در سراسر ساسکاچوان را کشف می کند.


یک بعد از ظهر باد پاییز است که ما Danna هندرسون و سه فرزندش را دنبال می کنیم و از بوته های نزدیک دریاچه اکو در دره Qu’Appelle عبور می کنیم.

هندرسون یک مادر تنها است و دارای سه فرزند نه ساله و کمتر است. وی دارای دو پسر و یک دختر است که دارای اسپینا بیفیدا است. این وضعیت مانع از ادامه حرکت یا رد شدن دختر از دو برادر سرسخت او نمی شود زیرا آنها به نوبت می خندند ، از تپه می غلتند و به عقب می دوند.

دانا هندرسون به خودش و سه فرزندش لقب ‘جوخه هندرسون’ داده است. (ارائه شده توسط دانا هندرسون)

پسران پیراهن های روبان مشکی به تن دارند. Dnnalee دامن روبان مشکی به تن کرده است. لباس های یک نوع آنها که برای موقعیت های خاص طراحی شده اند ، هم اکنون پر از برگ است. هندرسون لبخند می زند.

هندرسون تنها کودکی بود که در حال بزرگ شدن بود. او گفت که او بسیار یک دختر بابا است. پدرش – پیرمرد محترم و مرد پزشکی – او را پیاده روی طولانی می کرد و به او درباره گیاهان محلی و نحوه استفاده از آنها می آموخت. او به او آموخت که همه چیز روح دارد.

هندرسون ، یک پرستار تمام وقت گفت: “گیاهان ، آنها در حال زندگی هستند. آنها روحیه دارند. بدون آنها ، ما به معنای واقعی کلمه اینجا نخواهیم بود.”

“برای مردم ما توت ها مواد مغذی ، داروها ، چای های مختلف را در اختیار ما قرار می دهند. ما می توانیم نمک درست کنیم.”

دانا هندرسون و پسرش آنتوان از گذراندن مدتی بیرون رفتن در اکو لیک لذت می برند. بسیاری از محدودیت های COVID-19 باعث می شود که آنها در نزدیکی خانه اول ملت Pasqua باشند. (Ntawnis Piapot / CBC)

او که با فرزندانش قدم می زد ، خاطرات خود را از چگونگی زنده ماندن مردمش از عناصر فقط با استفاده از اتصال آنها به زمین یادآوری کرد.

وی گفت: “ما روی افرا شربت زدیم. گیاهان همه چیز را برای ما فراهم کردند. اتفاقاً جایی در طول راه گم شدیم.”

“این مانند ادای احترام به مادر زمین است ، با حضور در کنار آن تشکر می کنم.”

(CBC)

دانا هندرسون یک Anishinaabe kwe (زن Anishnaabe) از Pasqua First Nation است. او این مکان را خانه صدا می کند.

او تقریباً تمام زندگی خود را در Pasqua First Nation زندگی کرده است. او به عنوان کودکی که در خانه مادربزرگ خود زندگی می کرد ، قلمرو دست نخورده ای را کشف می کرد. او به یاد آورد که چقدر دویدن در بوته تنها چیزی بود که می دانست خندید.

هندرسون گفت: “من در رز بزرگ شدم و با بچه های شهر فرق داشت.” “من اکتشاف کردم. به بوش رفتم.”

دانا هندرسون به فرزندان خود می آموزد كه چگونه توت بچینند و به زمین احترام بگذارند – تعالیمی كه از پدر فقیدش هارولد هندرسون گرفته است. (ارائه شده توسط دانا هندرسون)

او عادت داشت راهی به جای پدربزرگ و مادربزرگش برود. اکنون او و فرزندانش در محلی که پدربزرگ و مادربزرگش معمولاً زندگی می کردند زندگی می کنند و هنوز هم در همان مسیر قدم برمی دارند.

اشتیاق به نزدیکتر شدن به هویت او به عنوان یک anishnaabe kwe ، همراه با غم و اندوه ، او را به سرزمین کشاند. وی پس از مرگ پدرش در زمستان 2019 ، پیاده روی طولانی را در بیابان در نزدیکی خانه خود آغاز کرد.

او گفت: “این غم و اندوه فقط چیزی است كه من هرگز و هرگز احساسش نكرده ام. من این اشتیاق را داشتم كه فقط خودم را زمین بزنم.” “مثل این بود که صداهایی به من می گفتند ، برو به زمین.”

“بنابراین وقتی این احساس طاقت فرسا را ​​به دست می آورم که” دیگر نمی توانم این کار را بکنم “، و من یک مادر تنها هستم و به بچه هایم فکر می کنم ، به معنای واقعی کلمه به زمین می رفتم و پایین می آمدم ، و آسایش “

پدر من همیشه در مورد آن ارتباطی که ما با مادر زمین داریم صحبت می کند و ما به او می گوییم ، نی مامان آکی.– دانا هندرسون ، anishnaabe kwe

هندرسون با اشتیاق دانش پدرش را می خورد. هنگامی که او درگذشت ، دانش زیادی از گیاهان و داروهایی را که از زمان بسیار قدیم در این وادی مردم آنها را تغذیه می کردند ، با خود برد.

“او گیاهان را برای من یا داروهای مختلف شناسایی می کند. من می خواهم این دانش را برگردانم.”

دانا هندرسون به همراه سه فرزندش دناللی ، 9 ساله ، آنتوان 8 ساله و داینین 4 ساله ، در نزدیكی خانه اصلی در Pasqua First Nation تصویر شده اند. (ارائه شده توسط دانا هندرسون)

از نظر هندرسون ، این دره دارای تاریخ و احساس وظیفه نسبت به مادر زمین است.

“من سعی می کنم آن را پیدا کنم. بنابراین با بچه ها ، من این کار را می کنم. من می خواهم آنها احساسی را که من احساس می کنم ، داشته باشند. و اینکه چگونه احساس کل می کنی ، و anishinaabe kwe هستی – و این معنویت و دانستن اینکه کی هستی” او گفت.

وی گفت: “در زبان من ، نام من به معنی” زن عقاب کوچک “، آگاش ginew kwe است ، و اینگونه است که من به یاد می آورم که هستم و سعی می کنم توسط جامعه تعریف نشود.”

“آن سالی که پدرم گذشت ، آن تابستان آنجا بود – من نمی دانم چگونه آن را توصیف کنم – فقط این آرزو برای برقراری ارتباط بود و من احساس آرامش کردم.”

وی گفت مکانهایی مانند دره پیام میفرستند.

وی گفت: “فقط شنیدن ما به خود ما بستگی دارد. بسیاری از اوقات ما نمی توانیم آن را بشنویم زیرا تلفن های همراه خود را داریم. ما حواس پرتی داریم. بنابراین سال گذشته من شروع به پوشیدن موکاسین در همه جا کردم و صادقانه گفتم ، این تفاوت ایجاد کرد.” .

هندرسون گفت که هر دو بومی و غیر بومی گاهی اوقات ظاهر عجیب و غریب به او می بخشند ، زیرا آنها فقط به دیدن موکاسین هایی که در مراسم پوشیده می شوند یا هنگام رقصیدن در پاوها عادت دارند.

وی گفت: “پاهای من سخت شد ، اما اتصال به زمین افزایش یافت.”

“من واقعاً کف موکاسین می پوشیدم ، اما احساس خیلی خوبی داشتم. و احساسی که به من دست داد – می خواستم آن را به بچه هایم هدیه کنم.”

امروز هندرسون به “جوخه هندرسون” خود افتخار می کند. او و سه فرزندش پیوند ناگسستنی دارند – نه تنها از طریق ارتباط آنها با یکدیگر ، بلکه از طریق زمین نیز ساخته شده است.

هنگام ابتلا به COVID-19 ، گذراندن اوقات با كیفیت با فرزندان و مراقبت از بهداشت روانی او در اولویت قرار گرفت.

وی گفت: “فرصتی شد که من در سطح شخصی تری با آنها ارتباط برقرار کنم ، زیرا فکر می کنم به عنوان والدین ما باید همه چیز را فراهم کنیم.”

“با کار در مدرسه ، با وسایل مالی ، همه چیزهای عاطفی ، وسایل جسمی. من یک مادر تنها هستم و به غیر از مادرم هیچ کمکی نمی کنم و احساس می کردم فقط چیزی را با آنها از دست داده ام. و همین حالا که این کار را بکن ، من می توانم بچه شوم. “


سفر ما از طریق Calling Lakes ادامه دارد. ما از اکو بیچ به سمت شمال می رویم ، جایی که گروه هندرسون آن روز سنگ های کنار دریاچه بادی را رد کرد. از جاده بادخیز و مانند مسیر مسابقه به سمت راست بپیچیم. می توانید تپه های زیبا ، آب و آسمان را ببینید.

ما در اوایل دهه 1900 از بیمارستان فورت سان عبور کردیم ، بیمارستانی که بیماران سل را در آن نگهداری می کرد. برخی از دانش آموزان مدارس مسکونی بیمارستانهایی مانند این را به آزمایش وحشتناکی که از کودکی روی آنها انجام شده متهم کردند.

ما متوقف می شویم ، اما به غیر از یک علامت بزرگ بدون تعدی هیچ چیز دیگری برای دیدن نیست. قبل از بستن برای همیشه ، بیمارستان به یک مدرسه هنرهای تابستانی تبدیل شد. امروزه این یکی از مهمترین مکانهای دیدنی کانادا برای گردشگران و شکارچیان ارواح است ، که می گویند بیمارانی که در آنجا مردند هنوز املاک را معطل نگه می دارند.

ما از Fort Qu’Appelle عبور می کنیم – جایی که ایستگاه قطار محلی یک ایستگاه توریستی است – سپس به سمت شرق به سمت شهر Lebret ادامه می دهیم.


دیکی یوزیکاپی از اولیای ملت است.

یوزیکاپی گفت: “اساساً من در سن بسیار جوانی منصرف شدم که توسط پدربزرگ و مادربزرگم بزرگ شدم تا کسی بتواند همه سنت ها و داستان ها را ادامه دهد.”

او داستانهایی را بیان می کند که چرا به این قسمت از دره Qu’Appelle دریاچه های فراخوانده می شود.

اولین داستان یک افسانه Cree مربوط به صدها سال پیش است. این کار با چهار خواهر شروع می شود تا پدر و مادرشان را گم کنند و برای پیدا کردن آنها تصمیم می گیرند.

“آنها هرگز نتوانستند والدین خود را پیدا کنند ، اما چهار خواهر به هم چسبیده بودند. آنها به دره ای بسیار عمیق و عمیق برخورد کردند و به آنجا رفتند و صدای گریه کسی را شنیدند. بنابراین آنها فریاد زدند ،” چه کسی تماس می گیرد؟ ” آنها چیزی نمی شنیدند بنابراین پایین رفتند تا بروند و نگاه كنند. ”

“وقتی آنها به آنجا رسیدند ، چهار دختر شروع به گریه كردند. آنها بسیار گریه كردند. آنها گریه كردند و گریه كردند و گریه كردند تا اینكه دریاچه ها پر شدند. اینجا همان جایی بود كه” دریاچه های تماس “به وجود آمد.”

دیکی یوزیکاپی ، از اولین ملت اوکان ، داستان هایی را برای شما تعریف می کند که چرا این قسمت از دره Qu’Appelle را دریاچه های فراخوان نامیده اند. (ارائه شده توسط دیکی یوزیکاپی)

سپس او روایت دیگری را روایت می کند ، داستانی در مورد زنی که معشوقش از او به جا مانده است.

یوزیکاپی گفت: “وقتی او رفت ، آن وقت بود که او خیلی از این موضوع دلگیر شد. او برای او گریه کرد و برای او گریه کرد.”

“پیرمردها می گویند ، در غم او ، او به لب آب رفت و خودش را به داخل انداخت. او هرگز برنگشت.”

مردم او این داستان را برای مهاجران ورودی تعریف کردند.

“وقتی فرانسوی ها آمدند – این داستان آن نسخه است ، و آنجاست که آنها این نام را به خود گرفتند. به همین دلیل آنها آن را دره Qu’Appelle نامیدند.”


رئیس مایکل استار استاربلانکت در محل مدرسه مسکونی هند لبرت ایستاده است (Ntawnis Piapot / CBC)

چشمک بزنید و دهکده کوچکی را که متعلق به Starblanket Cree Nation است و درست در شمال غربی Lebret قرار دارد از دست خواهید داد.

رئیس مایکل استار از ما در Wahpimoostoosis landa که به گوساله سفید بوفالو به انگلیسی ترجمه می شود ، استقبال می کند.

جامعه استاربلانکت با مدرسه مسکونی لبرت هند که درست در آن سوی جاده یکی از روستاهای آن قرار داشت ، روابط عمیق و گاها دلخراشی دارد.

اگر اولین بار است که به ساحل Katepwa یا Lebret می روید ، متوجه کلیسای زیبایی در وسط شهر کوچک می شوید و تابلوی “Lebret” به سبک هالیوود با حروف سفید روی یک تپه پراکنده شده است. این یک پیاده روی کوتاه تا حروف است.

از کنار قلعه Qu’Appelle گذشته ، در نهایت خود را در یک دهکده دیدنی خواهید دید. اگر به سمت چپ خود نگاه کنید ، نمی توانید آن را از دست بدهید – یک علامت سفید و سفید ، به لبرت خوش آمدید. (Ntawnis Piapot / CBC)

آنچه شما از دست خواهید داد ، مدرسه مسکونی هند لبرت است که اکنون تخریب شده است. این مدرسه طولانی ترین مدرسه مسکونی در ساسکاچوان بود. در سال 2000 پاره شد.

رئیس مایکل استار آنجا بود. او به یاد می آورد که چگونه نماینده هندی به خانه های مردمش می آید و بچه های بومی خردسال را با زور از خانواده هایشان می گیرد.

وی گفت: “تا زمانی که آنها به خانه آمدند ، خسارات زیادی وارد شد.”

“این به مردم ما صدمه زد. زبانهای ما را گرفت ، فرهنگ ما را از ما گرفت.”

هر سال یک گردهمایی برگزار می شود که زمانی مدرسه در آن ایستاده بود. این یک رویداد احساسی است ، بسیاری از بزرگان به دلیل زندگی جوانی که از دست رفته و صدمه ای که در کسانی که زنده مانده اند باقی مانده است ، گریه می کنند.

استار گفت پس از اینکه برنامه های زیادی برای درآمدزایی از زمین بعد از تخریب مدرسه وجود داشت ، اما پس از مشورت با بزرگان جامعه و بازماندگان مدرسه ، تصمیم بر این شد که زمین به حالت طبیعی خود برگردد.

از آن زمان این محل اردوگاه های فرهنگ جوانان و اجتماعات بزرگان بوده است.

استار گفت: “این تاریخ دارد زیرا بسیاری از نیاکان ما در اینجا اردوگاه داشته اند. آنها فرزندان خود را به اینجا می آورند و آنها اردوگاه های خود را تشکیل می دهند.

“آنها نمی خواستند فرزندان خود را رها کنند. آنها با اکراه فرزندان خود را به روند مدرسه مسکونی دادند.”

سایتی که قبلاً در آن مدرسه مسکونی لبرت مستقر بود. (Ntawnis Piapot / CBC)

استار گفت ، برخی فرزندان خود را در جامعه ما نگه داشتند ، اما مامور هندی در آن زمان آمد و آنها را به زور برد.

وی گفت: ترومای بین نسلی تا امروز برای بسیاری از افراد بومی هنوز وجود دارد.

رئیس استار به رئوس مطالب یک بوفالوی سفید روی تپه پشت سر خود ، دقیقاً روبروی جایی که مدرسه قبلاً قرار داشت ، اشاره می کند. این پروژه ای بود که توسط دانش آموزان دبیرستان استاربلانکت ایجاد شد.

وی گفت: “این زمین ما را نشان می دهد. این سرزمین ما است و این مکان ماست که می توانیم بیاییم.”

استار گفت عقاب ها می آیند در درختان کنار جایی که مدرسه قبلاً ایستاده بود می نشینند.

وی گفت: “این برای ما تأثیرگذار است زیرا دعای ما را به دنیای روح می کشد ، به قدرتهای بالاتر نیز می رساند. ما احترام زیادی برای عقاب و میزان قدرت آن قائل هستیم.”

“ما این را یک نعمت می دانیم ، وقتی در اینجا پرواز می کند ، وقتی اینجا فرود می آید و برای ما دعا می کند. ما را به سرزمینمان متصل می کند.”


سفر ما در اطراف دره به دریاچه اکو ، در روستای B-Say-Tah پایان می یابد. لیندا اوهالوران ، ساکن محلی ، خلاصه ای از دلیل انتخاب منطقه دریاچه کالینگ را به عنوان خانه خود عنوان کرد.

وی گفت: “من این وادی را با هر سانتی متر از روحم دوست دارم. من فصل ها را دوست دارم. در حال حاضر رنگ ها از بین می روند اما امسال آنها فوق العاده به نظر می رسند.”

“تابستان زمانی است که بچه های بزرگ بیرون از خانه هستند و در دریاچه بازی می کنند. زمستان زمانی است که تپه اسکی و اسکیت شروع می شود. همیشه کاری برای انجام دادن وجود دارد و من فقط احساس خوشبختی می کنم که هر روز در چنین محیط زیبایی زندگی می کنم.”

Linda O’Halloran بیش از 45 سال از زندگی خود را به دره بیرون آورده است. او حدود 5 سال پیش تصمیم گرفت که تمام وقت در اینجا زندگی کند. (Ntawnis Piapot / CBC)

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>